تبليغاتX
صدای یک تن در این بیابان

صدای یک تن در این بیابان

 

 .

.

.

وقتی نگاه از او بر میگردانم می بینم که تانک و علی رو در روی هم هستند و تانک پر گاز می آید طرفش. فریاد می زنم :" علی بزنش معطل نکن"

....

نفسم بند می آید. سر بلند می کنم. می بینم که علی خیز بر می دارد سمت چپ. یک لحظه شنی سمت چپ تانک از حرکت وا می ایستد و تانک در جا می چرخد و با علی سینه به سینه می شود. علی گیج شده. لحظه ای می ایستد و بی دفاع و درمانده به تانک نگاه می کند... 

 .

سفر به گرای 270 درجه/ احمد دهقان/انتشارات سوره مهر

.........................................

.کف نوشت:

این کتاب یک رمان است...رمانی متفاوت...رمان جنگ!..به قول امیر خانی شاید بهترین رمان!

+ نوشته شده در 88/06/02 توسط غريب در پيراهن |


سيد اگر اشكانه را نمي ديد، هرگز عاشق نمي شد، ولي او را ديد و عاشق شد و فكر كرد دختري كه اسمش اشكانه است، هرگز نخواهد فهميد جواني كه اسمش سيد حسين است، چقدر دوستش دارد..

.
سيد آن روز بارها خود را سرزنش كرد كه چرا افسار نگاهش را نكشيده است تا بعدها گرفتار اين همه بي قراري نشود.
.

.
آن روز اگر سيد مي دانست كه در دل اشكانه نيز چه احساس مشابهي قرار دارد، اين همه براي نزديك شدن به او دچار ترديد نمي شد...
.
.
اشكانه/ ابراهيم حسن بيگي/ انتشارات قدياني


+ نوشته شده در 88/04/02 توسط غريب در پيراهن |


اوايل كوچك بود.
يعني من اينطور فكر مي كردم. اما بعد بزرگ و بزرگتر شد.

آن قدر كه ديگر نمي شد آن را در غزلي يا قصه اي يا حتي دلي حبس كرد. 

حجم اش بزرگ تر از دل شد و من هميشه از چيزهايي كه حجم شان بزرگتر از دل مي شود، مي ترسم.

از چيزهايي كه براي نگاه كردن شان- بس كه بزرگ اند- بايد فاصله بگيرم، مي ترسم. 

از وقتي كه فهميده ام ابعاد بزرگش را نمي توانم با كلمات اندازه بگيرم يا در " دوستت دارم" خلاصه اش كنم، به شدت ترسيده ام.

از حقارت خودم لج ام گرفته است.

از ناتواني و كوچكي روح ام. 

فكر مي كردم هميشه كوچك تر از من باقي خواهد ماند. فكر مي كردم اين من هستم كه او را آفريده ام و براي هميشه آفريده ي من باقي خواهد ماند.

اما نماند.

به سرعت بزرگ شد.

از لاي انگشتان من لغزيد و گريخت. آن قدر كه من مقهور شدم. آن قدر كه وسعت اش از مرزهاي " دوست داشتن" فراتر رفت. آن قدر كه ديگر از من فرمان نمي برد. 

آن قدر كه حالا مي خواهد مرا در خودش محو كند. 

اكنون من با همه ي تواني كه برايم مانده است مي گويم" دوستت دارم" تا شايد اندكي از فشار غريبي كه بر روحم حس مي كنم رها شوم. تا گوي داغ را ، براي لحظه اي هم كه شده، بيندازم روي زمين.

.


..

حكايت عشقي بي قاف بي شين بي نقطه/ مصطفي مستور/نشر چشمه

+ نوشته شده در 88/04/02 توسط غريب در پيراهن |


از ديار حبيب/پديدآورنده:سيدمهدي شجاعي/ناشر:سازمان‌ پژوهش ‌و برنامه ‌ريزي ‌آموزشي، ‌انتشارات ‌مدرسه 


.


ادب حبيب به او اجازه نداده است كه سواره به محضر امام نزديك شود. خود را از اسب فرو افكنده است و اكنون نيز عشق و ارادت او اجازه نمي دهد كه ايستاده به امام نزديك شود.

امام همچنان مشتاق و مهربان پيش مي آيد و حبيب نمي داند چه كند...

.

.از آن سو زينب (س) سر از كجاوه بيرون مي آورد و مي پرسد:" كيست اين سوار از را رسيده ؟"

و پاسخ مي شنود:

" حبيب ابن مظاهر"

تبسمي مهربان و شيرين بر چهره ي زينب(س) مي نشيند و مي گويد:" سلام مرا به او برسانيد

.

....................................................................

کف نوشت:

كتابي بسيار كم حجم اما زيبا

 

+ نوشته شده در 87/10/28 توسط غريب در پيراهن |


اينک شوکران / جلد 1 /(منوچهر مدق به روایت همسر شهید)نویسنده : مريم برادران /ناشر : روايت فتح 


.

چشم هايش را بسته بود و اذان مي گفت. به " حي علي خير العمل" كه رسيد، فرشته از گردنش آويزان شد و بوسيدش. منوچهر " لا اله الا الله" گفت و مكث كرد. گردنش را كج كرد و به فرشته نگاه كرد" عزيز من اين چه كاري است؟ مي گويد بشتابيد به سوي بهترين عمل، آن وقت تو مي آيي شيطان مي شوي؟" فرشته چند تار موي منوچهر را كه روي پيشاني خيسش چسبيده بود، كنار زد و گفت" به نظر خودم كه بهترين كار را مي كنم." 

.

.......................................................................................

کف نوشت:

نميدونم همچين عشقايي كه با عشق به بنده ي خدا شروع ميشه و ميرسه به خود خود خدا رو بايد ديگه تو تاريخ و گذشته ها ببينيم يا هنوزم ميشه ديد!؟

.

 

+ نوشته شده در 87/10/28 توسط غريب در پيراهن |


سيصد نكته در مديريت اسلامي/ بر اساس تفسير نور/ پديد آورنده: محسن قرائتي/ ناشر: مركز فرهنگي درسهايي از قرآن

. چکيده : نگارنده با انتخاب آيه‌هايي از قرآن در صدد است ويژگي‌ها و اصول مديريت اسلامي، و مختصات مديران را مطرح سازد براين اساس، سيصد عنوان در كتاب ذكر گرديده كه از آن جمله است: عدم انهدام منابع، پي‌گيري كارها، برخورد با متخلفان، قاطعيت، تشويق و تنبيه، تفويض مسئوليت و توانايي، ارزيابي عملكرد، ايمان، تقويت روحيه با بررسي عوامل شكست، عوامل شكست سازمان، شناخت ضعف‌ها، ضابطه‌مداري، پاسخ‌گويي، اعتماد به نفس، برنامه‌ريزي، شايسته‌سالاري و نظاير آن. . .

 .....................................................................................

کف نوشت:

بسيار كتاب جالبيه...تصميم دارم هر روز يكي از آيات رو در بلاگ قرار بدم..چون فكر مي كنم همه ي ما به اين نكات احتياج داريم...حتما پيگيري كنيد چون مطمئنم براي شما هم جالب خواهد بود.

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن |


مناجات/سیدمهدی شجاعی/نشر کتاب نیستان

 این کتاب مجموعه نیایش‌ها و مناجات‌هایی است که ابتدا به صورت پراکنده در ماه‌نامه خاطره‌انگیز نیستان به چاپ می‌رسید. این مناجات‌نامه نیز بسان مناجات‌های خواجه عبدالله انصاری در قالب جمله‌های کوتاه و آهنگین و با بهره‌گیری از آرایه‌های لفظی و معنوی ادبی بیان شده است. با این تفاوت که همه فهم‌تر است و جوان‌پسندتر. عاشقانه‌هایی قابل لمس‌ترند و مربوط‌اند به مومنین قرن پانزدهم. .

 اي خداوند پيمان و پيوند! اگر شكستن پيمانها و گسستن پيوند ها سياست است، ما را از سياست مصون بدار. . .

خدايا! ما را وسيله ي خروج مردم از دينت قرار مده. .

خداوندا! دينمان را از سياستمان جدا مكن و دينمان را ابزار سياستمان قرار مده و دينمان را تابع سياستمان مپسند . كتابيست پر از آرامش .

 

 

...........................................................................

کف نوشت:

اكثر دعاهايي كه براي دوستان كامنت ميزارم يا توي بلاستم استفاده مي كنم از اين كتاب هست .

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن |


استخوان هاي خوك و دست هاي جذامي/ مصطفي مستور/نشر چشمه

 رمان حاضر قصه‌ي درماندگي و رهايي است. نگاهي است به هفت زندگي از ميان انبوه زندگي‌هاي جاري در يك مجموعه عظيم مسكوني، زندگي‌هايي كه از كنار هم عبور مي‌كنند، بي‌آن كه بر هم تاثير بگذارند يا حتي از وجود هم آگاهي پيدا كنند. داستان با زاويه‌ي ديد سوم شخص يا داناي كل نوشته شده است و بدين گونه اين امكان فراهم مي‌آيد تا تنها خواننده ـ همچون يك داناي كل ـ بتواند به تك تك زندگي‌ها سرك بكشد و به پيچيدگي‌هاي حيات انساني كه در هفت زندگي بحران زده پديد آمده خيره شود. .

.

دانيال كانال تلويزيون را عوض كرد. زير لب گفت:" فرض دوم: زني در كار نيست." تلويزيون برنامه ي كودك پخش مي كرد." اگه زني در كار نباشه، عشقي هم در كار نيست. شكسپير و حافظ و رومئو و ژوليت و شيرين و فرهاد ول معطل اند. اگه روزي زن ها بخواند از اين جا برند، تقريبا همه ي ادبيات و سينما و هنر دنيا رو بايد با خودشون ببرند. اما اگه قرار باشه مردها برند چي؟" رو به آشپزخانه فرياد كشيد:" بيا اين رو گوش كن كه واسه ي تو خيلي خوبه" و از توي آشپزخانه پسخي نيامد. " اگه قرار باشه مردها از اين دنيا گورشون رو گم كنند و برند، يهت قول ميدم كه هر چي جنگ و كشتار و كثافت كاري هاي ديگه ست رو با خودشون مي برند. دنيا عينهو گوشت خرگوش مي مونه. نصف حلال، نصف حرام. زن نصفه ي حلال دنياست. هر چي كثافت كاري و گند كاري هست توي مردهاست. هر كي قبول نداره ورداره آمار رو بخونه. تاريخ رو بخونه. تلويزيون تماشا كنه".... . .

..........................................................................

 کف نوشت:

اين قسمتي از كتاب بود كه انتخاب كردم... جملاتي از زبان يكي از چندين شخصيت داستان. موضوع داستان صرفا حول اين محور نمي چرخه... آدمهاي مختلف... شخصيت هاي متفاوت...كارهاي متفاوت...اما بين همه ي اينها شخصيت دانيال از نظر من دوست داشتني ترين شخصيت بود...خوندن اين كتاب رو تجربه كنيد...بسيار كم حجمه و ارزش رياليش هم بيشتر از 14000 ريال نيست.

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن |


از،به/ رضا اميرخاني/ انتشارات نيستان/رمان

 . عنوان اين كتاب شما رو ياد چي مي ندازه؟؟

 . نامه

. .از: دانش‏آموز فرانک ناصری ـ دوم شقایق به: عقاب تیزپرواز جنگ.

.

 سلام! خانم انشایمان موضوع داده بودند، نامه‏ای به یک رزمنده. گفته بودند هر کسی نامه‏ی خوبی بنویسد، نامه‏اش را می‏فرستند به جبهه. من گفتم به شما نامه بنویسم. به شما خلبان شجاع جنگ، که رزمنده هم هستید! نمی‏دانم نامه‏ی خوبی بنویسم یا نه؟ ولی اگر خوب هم نشود و خانم احمدی خوششان نیایند، خودم می‏فرستمشان. فقط نشانی شما را نمی‏دانم. مهم نیست. پستش می‏کنم به فرودگاه.

 متن كتاب رو از اينجا دريافت كنيد http://www.seapurse.com/books.php?Serial=AzBe ....

به مناسبت هفته ي دفاع مقدس

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن |


اِرميا/ رضا امير خاني/ انتشارات سوره مهر( وابسته به حوزه ي هنري)/1374/ چاپ هشتم 1387 . . پيشاني نوشت.... ...يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ.... ‏سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‏رود...فاطر-10 ...يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ.... كلمات را از مواضع خود تحريف مى‏كنند و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند....مائده- 13 .- خوب آقا جان! چه كار داريد؟ - ترم پيش را بدون مرخصي جبهه رفته بودم. امتحان هاي آن ترم را كه ندادم. اين ترم هم هنوز ثبت نام نكردم. مي خواستم ببينم چه كار بايد بكنم ... - چه كار بايد بكني؟ خوب ديگر شما ها كه شانس تان خوب است. رفتيد آن جا پيك نيك، بعد هم به عنوان رزمنده ي فداكار آمديه ايد نمره بگيريد. خوب است ديگر، فعلا اوضاع وفق مراد شماست. يك مشت آدم تنبل درس نخوان، حق جوان هاي مردم را مي خوريد. من نمي دانم آخر جبهه رفتن چه ربطي به دانش گاه دارد؟ خدا شاهد است اگر دست من بود، اجازه نمي دادم به دانش گاه بر گرديد. مي گفتم برويد همان جايي كه بوديد. يك مشت آدم مي آيند كه معلوم نيست ان جا چه كار مي كردند، حالا مثل شاخ شمشاد آمده اند نمره ي مفت بگيرند. رگ هاي گردن ارميا بيرون زده بود... ... ...جلو در اتاق 105 شلوغ شده بود. كارمندان اداره ي آموزش جمع شده بودند.... ... - نه اين هاموجي هستند. اين ها را موج گرفته. حالا كه آمده اند با همه دعوا مي كنند. - عصبي نبايد بشوند. خطرناكند. - بايد باشان مدارا كرد. - هنوز به شهر عادت نكرده. ..... پانوشت: من پيشنهاد مي كنم كتابهاي رضا امير خاني رو به ترتيبي كه نوشته شده بخونيد...يعني به ترتيبي كه نويسنده نوشته و چاپ شده . اين هم سايت رضا امير خاني: http://ermia.ir/ ... به مناسبت هفته ي دفاع مقدس

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن


نامه هاي عاشقانه ي يك پيامبر، جبران خليل جبران، گردآوري و اقتباس آزاد: پائولو كوئليو، برگردان آرش حجازي، انتشارات كاروان .

نامه هاي عاشقانه ي يك پيامبر...مجموعه ي نامه هاي جبران خليل جبران به ماري هَسكل بين سالهاي 1924-1908 . حدود 32 صفحه ي ابتدايي كتاب مربوط به زندگي نامه ي پر فراز و نشيب جبران خليل جبران است. ...

 "...در مدرسه، اشتباهي در ثبت نام، نام او را براي هميشه تغيير داد و به كهليل جبران تبديل كرد كه علي رغم تلاش هايش براي بازيابي نام كاملش، تا پايان عمرش بر جا باقي ماند....ص 13" . .در مورد نامه ها نمي دونم چه توضيحي بدم فقط اينكه اگر فكر مي كنيد نامه ها فقط جنبه ي عاشقانه دارن سخت در اشتباهيد بيست و سه ژوئن 1923 (از دفتر خاطرات ماري)ا درد مي تواند آفريننده باشد. صريح باشيم و ماجراي خودمان را تجزيه و تحليل كنيم: به خاطر تو بسيار رنج كشيده ام، و بر تو هم همين رفته است. اما بركت اين ماجرا اين بود كه در درون مان چيزهايي را كشف كرديم كه با آنها، دست كم از هستي خود آگاه شديم. برخي از انسان ها به اين نتيجه مي رسند كه بهترين چيز در زندگي ، شاد بودن است، برخي ديگر رنج بردن را به كار مي برند، اما بيش تر انسان ها هيچ يك را بر خود روا نمي دارند: پس به هيچ چيز نمي رسند و فقط از ميان زندگي مي گذرند.

.

 

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن |


روي ماه خداوند را ببوس، مصطفي مستور، نشر مركز، .

 هواپيمايي مي نشيند. هواپيمايي بر مي خيزد. ارقام و حروف تابلو مقابل ام با سرعت مي چرخند تا روي آنكارا، تهران، 759 متوقف شوند. با خودم مي گويم: خداوندي هست؟ . ... من محو پلاك روي سينه ي سايه شده ام. توي چشم هايش نگاه مي كنم و مي گويم:" تو خوشبختي." مي خندد و مي گويد:" تو هم خوش بختي." . . " به هر حال همه، هيچ چيز نيستند مگر مجموعه اي از رفتار. وزن معنوي هر كس مجموع وزن رفتارهاشه. به نظر مي رسه كه هر انتخاب مثل خطي است كه بر صفحه ي سفيد هستي خودمون مي كشيم. بسياري از آدم ها كه انتخاب هاشون خوب نيست در طول زندگي مجموعه اي از خط هاي كج و كوله و نامفهوم توليد مي كنن كه هيچ معناي روشني ندارن.اما اون ها كه انتخاب هاشون درسته، رفتارهاشون خطوط متوازن و معناداري رو به وجود مي آره. چيزي شبيه به يك تابلو نقاشي" . . خداوند براي هر كس همون قدر وجود داره كه او به خداوند ايمان داره. اي يك رابطه ي دو طرفه س. .

......................................................

کف نوشت:

كتاب رو مي تونيد از اينجا دريافت كنيد: http://www.seapurse.com/books.php?Serial=KissGod .

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن |


مسئوليت شيعه بودن، دكتر علي شريعتي دانلود كتاب: http://www.asheghoone.com/wp-content/uploads/2008/06/dr-ali-shariati-masooliy... پسورد: www.asheghoone.com من پيشنهاد مي كنم اين كتاب رو يكبار هم كه شده مطالعه كنيد. . پاره اي از متن كتاب: مذهب، يعني راه مذهب و تمام اصطلاحات مشابهي كه احساس ديني را در فرهنگ اسلامي و ابراهيمي نشان مي دهد- برخلاف اصطلاح مشابهش در لاتين.به مفهوم راه است سلك، راه هاي پر پيچ و خمدار كوهستاني است- مثل "شانتيه" طريقت راهي است از منطقه اي به منطقه اي،مثل را ه هاي سفر. شريعت، راه آب است، راهي كه از كناره بلند رودخانه پائين مي آيد تا سطح آب، تا برداشتن آب ممكن گردد و دست تشنه ي نيازمندي كه در طلب آب آمده است به آب برسد.( جالب است كه صفت پيغمبر: شارع، و حتي احكام و قوانين و آورده هاي پيغمبر نيز شرع ناميده ميشود.) صراط ، در لغت - بمعني اوليه اش - راهي است كه به معبد مي رود. مذهب نيز از " ذهب " بمعني رفتن است، يعني راه و روش راه رفتن. دين نيز يكي از معانيش راه است. امت كه جامعه ي اسلامي است از ريشه ي "ام" بمعني آهنگ و راه . امامت نيز هم ريشه ي امامت است، و بمعني رهنموني و راهبري است و عبادت بمعني هموار شدن و هموار كردن راه است(عبد الطريق) حج به معني آهنگ و قصد جايي كردن است و طواف بر گرد محوري حركت كردن. و سعي، از نقطه اي، در كوشش براي يافتن مطلوبي، دويدن است، و سبيل ، مطلقا بمعني راه است. .... راه يعني وسيله اي كه بايد از آن عبور كرد و به مقصد رسيد، نه اينكه در راه ايستاد و به تجليل هاي بي حقيقت و بي هدف پرداخت.... اگر بخواهيم مسئوليت هاي " شيعه بودن" را فهرست كنيم، با تكيه بر مكتب علي و اساسي ترين مباني اعتقادي و سرگذشت تاريخي تشيع بايد بگويم: مسئوليت هاي شيعه بودن عبارتست از: در برابر باطل، عليرغم هر مصلحتي – ولو به قيمت نابود شدن خويش – " نه" گفتن! ارزش و معني هر عملي و هر عقيده اي را در مذهب، به داشتن "رهبري درست و پاك در جامعه" وابسته دانستن و معتقد بودن كه جامعه اگر رهبري درست را فاقد باشد هر عملي و عقيده اي بي ثمر است. . . . 9. مسئوليت هر خانواده ي شيعي پيرو خانواده اي بودن كه در آن، علي پدر است و فاطمه ماد رو زينب دختر و حسين پسر! 10. بالاخره مسئوليت هر شيعه اي در هر عصري و نسلي از هر چيزي و هر كس، به " كربلاي انقلاب" و " حسين شهادت" ، گريز زدن! و " رهبري" و " برابري" را اصل ايمان خويش و هدف خويش، و تحقق آنرا مسئوليت خويش دانستن. و اين همه يعني" علي" را نه چون بتي پرستيدن، كه چون راهبري پيروي كردن و در يك كلمه: " علي وار" بودن و " علي وار" زيستن و " علي وار" مردن. كه " شيعه ي علي بودن" يعني اين. و " مسئوليت شيعه بودن " يعني اين.

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن


خسي در ميقات،جلال آل احمد،نشر خرم سفر عزيزانم به خانه ي خدا...و من تنها جا مانده...و اين بهانه اي بود براي خواندن دوباره ي اين كتاب . اين كتاب يك سفرنامه است...سفرنامه ي حج خسی در میقات" یکی از معروفتزین سفرنامه های معاصر حج است که جلال آل احمد در سال 1343 و در سن 41 سالگی طی سفر حج نوشته است. شاید اولین ویژگی "خسی در میقات" که به ذهن می رسد، موقعیت ویژه ای است که نویسنده در آن پا به چنین سفری گذاشته و به موجب آن این سفر می تواند فصل تازه ای از حیات نویسنده محسوب شود. به عبارت دیگر این سفر برای آل احمد یک سفر معمولی نیست. آل احمدی که به این سفر می رود، همانست که روزی پیوستن به حزب توده را تجربه کرده؛ آل احمدی که گریز از خانوادۀ مذهبی خود را و بی نمازی را و انتشار کتاب در اعتراض به سنت های دینی را تجربه کرده. دکتر شریعتی می گوید: «اگر کسی ادوار زندگی آل احمد را نداند و آل احمدِ خسی در میقات را با آل احمدِ سال های 24 و 25 -که توده ای شده بود- مقایسه کند، نمی تواند بپذیرد نویسندۀ سفر نامۀ حج، همو باشد.»1 دیگر ویژگی این سفرنامه، قلم منحصر بفرد و خواندنی آل احمد می باشد که از نمونه های مناسب است برای کسانی که بخواهند با قلم این نویسندۀ متبحّر آشنا شوند. آل احمد در هر منزلی و موقفی قلم را در دست گرفته و آنقدر از جزییات و تفاصیل سفر خودش بطور بداهه برای ما نوشته که شک می کنیم چطور یک آدم در طول سفرش اینقدر فرصت نوشتن داشته؟! . پاره هایی از متن کتاب: صبح "بزرگ ترین غبن این سال های بی نمازی از دست دادن صبح ها بوده؛ با بویش، با لطافت سرمایش، بارفت و آمد چالاک مردم. پیش از آفتاب که بر می خیزی انگار پیش از خلقت برخاسته ای." مسجد النبی "خیلی دلم می خواست بدانم معمار بنا که بوده تا یخه اش را بگیرم و بگویم: حضرت! عظمت ماورای طبیعی چنین بنایی را از ساده ترین عوامل طبیعت باید ساخت. در سنگ باید جست. نه در این تکه های قالبی و سیمانی." خسی در میقات "دیدم که تنها خسی است و به میفات آمده و نه کسی و به میعادی"

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن


خدا کند تو بیایی موضوع: مقاله های ادبی پدید آورنده: سید مهدی شجاعی ناشر: کتاب نیستان. www.neyestanbook.com گزیده ای از کتاب: خدا کند تو بیایی...ص102: ...سنگینی بار انتظار بر پشت ما سنگینی یک سال و دو سال نیست سنگینی یک قرن و دو قرن نيست حتي از زمان تودیع یازدهمین خورشید نیست. تاریخ انتظار و شكيبايي ما به آن ظلم که در عاشورا بر ما رفته است بر می گردد، به آن تیرها که از کمان قساوت بر خاست و بر گلوی مظلومیت نشست، به سم اسب های کفر که ابدان مطهر توحید را مشبک کرد. به آن جنایتی که دست و پای مردانگی را برید. از آن زمان تاکنون ما به آب حیات انتظار زنده ایم، انتظار ظهور منتقم خون حسین. ...اما تاریخ صبر و انتظار ما به دورترها بر می گردد، به مظلومیت و تنهایی عیسی، به غربت موسی، به استقامت نوح و از همه ی اینها گذر می کند تا به مظلومیت هابیل می رسد. انتظار و بردباری ما را وسعتی است از هابیل تاکنون و تا برخاستن فریاد جبرييل در زمین و آسمان و آوردن مژده ی ظهور امام زمان...

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن


ابن مشغله / موضوع:داستانهاي فارسي - قرن 14 /پديدآورنده:نادر ابراهيمي /ناشر:روزبهان /132 صفحه - 

. ... ما زائر دلشکسته ی این خاکیم.اگر امید را دمی رها نکردیم، نه بدان دلیل بود که آن را در خود داشتیم،بل بدان سبب بود که امید را چون ودیعه یی به ما سپرده بودند تا به دست دیگران بسپاریم. ما خواسته ییم که بی هیچ منتی پل باشیم میان کویر و باغ- به این امید که عابرانم خوب، از دشت سوخته، به سبز باغ درآیند. و دست های ما همیشه به پایه های در باغ بسته است- مختصر فاصله ای ناپیمودنی،

.

.................................................................

کف نوشت:

داستان هزار و یک شغلی که نادر ابراهیمی تجربه کرده است...

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن |


آفتاب در حجاب /موضوع:داستانهاي مذهبي - قرن 14 /پديدآورنده:سيدمهدي شجاعي /ناشر:كتاب نيستان /240 صفحه - رقعي (شوميز) - 31000 ريال . بخشی از کتاب رو انتخاب کردم که حضرت زینب (س) برادرشون امام حسین (ع) رو مخاطب قرار دادن: برادرم! تنها بهانه زیستنم! تو پیامبرم بودی وقتی که جان پیامبر از قفس تن پر کشید. گرمای نفس های تو جای مهر مادری را پر می کرد وقتی که مادرمان با شهادت به عالم غیب پیوند خورد. تو پدر بودی برای من و حضور تو از جنس حضور پدر بود وقتی که پرنده ی شوم یتیمی بر گرد بام خانه مان می گشت. وقتی که حسن رفت،همگان مرا به حضور تو سر سلامتی دادند. ............................... پانوشت: این کتاب رو به مناسبت میلاد امام حسین(ع) معرفی کردم...بی نهایت زیباست...

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن


لطفا نظرات و پیشنهادات خودتون رو راجع به این کتاب ها بگید :rooh khoda: باران خلاف نیست کوروش علیانی نشر مستند . . Mordani: يك عاشقا نه ي آرام نادر ابراهيمي 1950 تومن انتشارات روز بهان . . AkraM شوهر آهو خانم محمد علی افغانی. . Salman v داستان غدير خم برگرفته از كتاب الغدير علامه اميني جلد بيستم از سلسله موضوعات الغدير انتشارات قلم مكنون/قم 224 صفحه 2000 تومان . . Haj mahdi طوفانی دیگر در راه است سید مهدی شجاعی انتشارات کتاب نیستان 1386 . . :vajihe فراتر از بودن کریستین بوبن موضوع: داستانهای فرانسه نشر ماه ریز . . M.R.Saeedi ابن مشغله نادر ابراهیمی انتشارات روزبهان

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن


چهل نامه ی کوتاه به همسرم/نادر ابراهیمی/1380/انتشارات روزبهان/17500 ریال/ از اسم کتاب پیداست این کتاب شامل چهل نامه است.نامه هایی بی نهایت زیبا و تامل برانگیز و پند آموز. من این کتاب رو به همه پیشنهاد می کنم ،مخصوصا به دوستان متاهل نامه ی سیزدهم عزیز من! زندگی مشترک را نمی توان یک بار به خطر انداخت،و باز انتظار داشت که شکل و محتوایی همچون روزگاران قبل از خطر داشته باشد. چیزی، قطعا خراب خواهد شد چیزی فرو خواهد ریخت چیزی دگرگون خواهد شد چیزی_به عظمت حرمت_که بازسازی و ترمیم آن بسی دشوارتر از ساختن چیزی تازه است... کاسه ی بلور را نمی توان یک بار از دست رها کرد، بر زمین انداخت ،لگد مال کرد،و باز انتظار داشت که همان کاسه ی بلورین روز اول شود. من،ممنون آنم که تو ،هرگز، در سخت ترین شرایط وو دشوارترین مسیر، این کاسه ی نازک تن زود شکن بلورین را از دست های خویش جدا نکردی...

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن


اصطلاحات سیاسی /ناصر جمال زاده / انتشارات پارسایان1382

 این کتاب به معرفی و توضیح برخی اصطلاحات سیاسی رایج در جامعه اختصاص دارد، که جهت آشنایی دانشجویان با این مفاهیم گردآوری و تنظیم شده است. ................

........................................................................

کف نوشت:

 این کتاب کتابی نیست که بشینید و یکباره بخونید و کنارش بزارید.یجور لغتنامه است این کتاب که هر وقت بهش احتیاج داشتین مراجعه کنید.به نظر من کتاب خیلی مفیدیه

+ نوشته شده در 87/09/11 توسط غريب در پيراهن |


بار دیگرشهری که دوست می داشتم/نادر ابراهیمی/انتشارات روزبهان/12500ریال
برای معرفی کتاب از جملات خود کتاب استفاده کردم

.
.
نفرین بی ریاترین پیام آور درماندگی است
.
چیزی خوفناک تر از تکیه گاه نیست...ذلت رایگان ترین هدیه ی هر پناهی ست که می توان چیست
.
هلیا!اگر دیوار نباشد پیچک به کجا خواهد پیچید
اسکناس های کهنه را نوار های چسب حمایت می کنند
سربازان را،
سنگرها.
.
خواب
تنها خواب،هلیا!
دستمال های مرطوب تسکین دهنده ی دردهای بزرگ نیستند
اینک دستی ست که با تمام قدرت ما را به سوی ایمان به تقدیرمی راند.
اینک، سرنوشت،همان سرافرازی ازلی خویش را پایدار می بیند.
شاید،شاید که ما نیز عروسک های کوکی یک تقدیر بوده ییم...نمی دانم

+ نوشته شده در 87/04/22 توسط غريب در پيراهن


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ الضَّريرُ الْحَقيرُ الْمَهينُ الْفَقيرُ الْخآئِفُ الْمُسْتَجير


صفحه ي اول وبلاگمان!
آدرس منزلمان در ياهو!


:مهمان ناخوانده باشيد در

ديكشنري آنلاين
شهاب مرادي
پایگاه تخصصی نهج البلاغه
پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی
آرشیو پیوندهای روزانه


اين ها را قديم تر ها نوشته ايم!

آذر 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
دی 1387
آذر 1387
تیر 1387


قفسه بندي همان قديمي ها

معرفي كتاب
نكات قرآني راجع به مديريت
آشنايي با وهابيت
امام موسی صدر و دین شناسی
شخصي


دوستان ناباب

یک دیوانه ی خیلی عاقل ( الفبا)
خرده حرفهایی برای نوشتن( سجاد محبي)
نسیم ها (علیرضا قربانی)
یک مهاجر
عکس و ربط
خط و نقطه‌
آوا نگاشت ( محمد اكبرخواه)
حمیدستان ( حميدرضا رمضاني)
نظرات شخصی ( احسان)
طعم عسل (محمد رضا اکبری)
دفترچه شعر يك شاعر ( حسین ناصری ذاکر )
ياران ناب
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin