|
.وهابيت شماره ي 7 مساله ي توحيد بيش از همه فكر محمد بن عبد الوهاب را به خود مشغول كرده بود. به نظر او اساس توحيد اعتقاد به اين است كه خداي يگانه آفريدگار اين عالم است و بر آن چيره است و قوانين آن را وضع كرده، قوانيني كه جهان ما بر پايه ي آن مي چرخد و در ميان آفريدگان كسي يا چيزي نيست كه در كار آفرينش و فرمان راندن بر ان با او شريك باشد و او را در اداره امور عالم به چيزي يا كسي نيازمند نيست. سود و زيان بندگان همه از اوست. محمد بن عبد الوهاب مي گفت" خداي تعالي به تنهايي شارع عقايد است و اوست كه حلال و حرام را بيان مي كند." محمد بن عبد الوهاب و همفكران او معتقدند ضعف مسلمانان و سقوط عظمت ايشان سببي جز فساد عقيده ندارد. نهضت وهابيه هرچند در آغاز به نام اصلاح و پيراستن اسلام بدعت گمراهان و بازگردانيدن آن به شيوه سلف صالح آغاز شد اما در عمل خود به صورت يكي از موانع رشد و پويايي و پيشرفت انديشه مسلمانان درآمد چنان كه پيروان اين نهضت تا اين اواخر در شمار بي خبرترين و وامانده ترين ملت ها ي مسلمان بودند. ادامه دارد...بالا منتظر قسمت آخر باشيد... + نوشته شده در 87/04/05 توسط غريب در پيراهن
|
| ||||||