تبليغاتX
صدای یک تن در این بیابان - کاروان عمر

صدای یک تن در این بیابان

عمر را پايان رسيد و يارم از در درنيامد
قصه ام آخر شد و اين غصه را آخر نيامد


جام مرگ آمد به دستم جام مي هرگز نديدم
سا ل ها بر من گذشت و لطفي از دلبر نيامد


مرغ جان در اين قفس بي بال و پر افتاد و هرگز
آن كه بايد اين قفس را بشكند هرگز نيامد


عاشقان روي جانان جمله بي نام نشانند
نامداران را هواي او دمي بر سر نيامد


كاروان عشق رويش صف به صف در انتظارند
با كه گويم آخر آن معشوق جان پرور نيامد


مردگان را روح بخشد عاشقان را جان ستاند
جاهلان را اين چنين عاشق كشي باور نيامد.

 

امام

 

+ نوشته شده در 87/04/05 توسط غريب در پيراهن


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ الضَّريرُ الْحَقيرُ الْمَهينُ الْفَقيرُ الْخآئِفُ الْمُسْتَجير


صفحه ي اول وبلاگمان!
آدرس منزلمان در ياهو!


:مهمان ناخوانده باشيد در

ديكشنري آنلاين
شهاب مرادي
پایگاه تخصصی نهج البلاغه
پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی
آرشیو پیوندهای روزانه


اين ها را قديم تر ها نوشته ايم!

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
دی 1387
آذر 1387
تیر 1387


قفسه بندي همان قديمي ها

معرفي كتاب
نكات قرآني راجع به مديريت
آشنايي با وهابيت
امام موسی صدر و دین شناسی
شخصي


دوستان ناباب

یک دیوانه ی خیلی عاقل ( الفبا)
خرده حرفهایی برای نوشتن( سجاد محبي)
نسیم ها (علیرضا قربانی)
یک مهاجر
عکس و ربط
خط و نقطه‌
آوا نگاشت ( محمد اكبرخواه)
حمیدستان ( حميدرضا رمضاني)
نظرات شخصی ( احسان)
طعم عسل (محمد رضا اکبری)
دفترچه شعر يك شاعر ( حسین ناصری ذاکر )
ياران ناب
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin